تبليغاتX
ابجو صد در صد


ابجو صد در صد

××× در این میکده خرابان میشوی ×××

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .

گفتم : کجا ؟

گفت : رو قلبت .

گفتم : مگه می تونی ؟

گفت : آره سخت نیست ، آسونه.

گفتم : باشه . بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.

یه خنجر برداشت .

گفتم : این چیه ؟

گفت : هیسسسسس. ساکت شدم .

گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی ؟

خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت : دوستت دارم دیوونه.

اون رفته ، خیلی وقته . کجا ؟ نمی دونم .

اما هنوز زخم خنجرش (یادگاری) رو قلبم مونده :

نوشته شده در 14 Sep 2009ساعت 8 PM توسط کیانوش| |

چند روزه حالم گرفته                                                                                                             

دلم میخواد گریه کنم ولی میگن مردا نباید گریه کنن راستش اشکم هم نمیاد فقط خیلی ناراحتم
بعد از 40 ام دوستم فهمیدم مرده همسایه ام بودیم
حساب کنین چقد از دنیا پرتم
با اون دختره نامرد هم زدم به هم
نمیدونم چیکار کنم ؟ دانشگاهم بیشتر از همه ذهنمو مشغول کرده
برم یزد یا زاهدان ؟
اگه برم زاهدان قید ماشینو باید بزنم
اگه برم یزد هم ...
نمیدونم میگن یزدیا خیلی مذهبین ؟

نوشته شده در 11 Sep 2009ساعت 3 PM توسط کیانوش| |

اگر بار گران بودیم و رفتیم
اگر نامهربان بودیم و رفتیم

تقدیم به پدر و مادر عزیزم
بالاخره فکر و رویا و هدف و ... یا هر چی که اسمشو بذاریم به حقیقت پیوست
مهندسی عمران بدون زیر شاخه یزد قبول شدم _از سرم هم زیاده ازاد
حالا تا جواب دانشگاه عالی میاد  خیالم راحته اگه اونو نرسوندم
ازاد میرم .
خدایا شکرت
میرم یزد یه ترم میخونم بعدش انتقالی برای کرمان میگیرم
ا
نوشته شده در 1 Sep 2009ساعت 2 PM توسط کیانوش|

سلام دوستان
سفرم یه هفته ای طول کشید  ولی بالاخره برگشتم .
جاتون خالی سفر امسال تجربه متفاوتی بود
اوقات بیکاری هم زیادبود
یه ایران ول گرفتم برای نت                                                                                                    میومدم به وبلاگ های بیشتریاتون سر میزدم ولی بخدا نمیشد نظر داد
اینوگفتم که نگین بی معرفت بود
تو سفر از روی بیکاری یه نقاشی مثلا مدرن هم کشیدم امیدوارم خوشتون بیاد
 

 یه عکس از خودم برا کلوب  گرفتم بره رو پروفایلم  گفتم رو وبلاگ هم بذارم
دادا معلوم نی شاید عصری به دیار باقی رفتیم
پس اگر مردیم روزگاری این بماند یادگاری

نوشته شده در 30 Aug 2009ساعت 3 PM توسط کیانوش| |

خستم از این زندگی
موهامون سفید هم بشه دست از سرمون بر نمیدارن
هیشکی نی بگه اخه 18 سالمه دارم میرم دانشگاه
این سن یعنی مستقل بودن .
هنوز که هنوزه به مدل مو به مد لباس به اسپرت کردن ماشین گیر میدن
اغا تو که میگی ماشین از خودته هر کاری دلم میخاد میکنم
موهام که دیگه  مال خودمه هر کاری دلم خواست میکنم .
چه دردسری شد این شخصیت
ای خدا شخصیت نخاستم به کی بگم
فقط خودت کمک کن از دست این گیر دادنا خلاص بشمممممممممممممممممممممممممم
نوشته شده در 22 Aug 2009ساعت 2 PM توسط کیانوش| |

سلام ...
3روزه که توی نت نیومدم فهمیدم که بدونه نت هم میشه زندگی کرد ولی سخت
مخم هنگ کرده از بس فک میکنم
فکر به اینده ادمو دیوونه میکنه .
باید تا اخر عمرت سگدو کنی تا به پیشرفت برسی .
حالا اینقدر هم حرف میزنم فقط بخاطر دانشگاست .
در طی 2 شب گذشته وحشتناک ترین کاووس های عمرم رو دیدم
1=خواب اولم این بود که زن گرفتم .منو اگه بکشن تا 30 سال اینده زن نمیگیرم .                               به غیر از این هم در خواب ممکنه
2=خواب دوم هم که خیلی اذیتم کرد خواب دیدم مهندسی نفت قبول شدم و عمران معماری نرسوندم .
کیه که یه سال دیگه پشت کنکور بمونه ؟
بیخیال .

راستی از این به بعد هم سعی میکنم وبلاگو سیاسی نکنم
ما همه ایرانیم و باید وحدت اسلامی داشته باشیم                                                                     ولی خب طرفدارای دکی جون برن به جهنم


 

نوشته شده در 16 Aug 2009ساعت 7 PM توسط کیانوش| |

الان که مينويسم ساعت 12:26 است
 اومدم وبو اپ کنم ولي نميدونم از کجا بگم ؟
از کجا / از کجا / اها اين فيلم چرتو هيشکي نيگا ميکنه ؟ رستگاران ؟
بسازين بسازين بسازين که به حق علي بسوزين
هر چي داستانه عربي بود که فيلم کردين و هر چي فيلم کره اي بود که دوبله کردين
هرکي اسم ايراني داشت و هر چي ادم پولدار و هر چي مانتويي تو سريالاتون همه جنايتکاربودند ولي برعکس اينا خوب بودن.

باششششه اغاي دکتر بشاش <> بشاش به هيکل مملکت
  اون از اقتصاد و تورم. اون از ورزش . اون از جووناي بيچاره. اون از اون قیافه کثافتت
کاشکي يکم فقط يکم خوشقيافه تر بودي ميتونستم بقيه کاراتو تحمل کنم

خودتون بگين منظورشون از ساخت اين فيلما چيه  هان ؟
همش از مرده و روح و ناراحتي .
يادمه لحظه سال تحويل بود داشتم بي بي سي رو نگاه ميکردم چه جشن وسروري حال کردم که اينا ايرانين .
زدم شبکه هاي صداسيما ببينم چي دارن اصلا اوليو زدم بييييخيال شدم

شبکه يک زدم مجري برنامه اين شبها رو ديدم
که ناراحته ؟ خداي من اشک تو چشماش و بغض تو گلوش
به صدا در اومد : درسته که الان لحظه سال تحويله ولي ياد مرده گان هم باشيم اهههههههههههه هاااااا هااااا گريست

خلاصه محمود خاک خودتو کندي .
اينو بدون که تخم کينه رو کاشتي
 مردم از طالبان هم راديکال تر شدن اگه اون روز سبز برسه که ميرسه هر کيو ببينن که ريش داره با تيغ موکتبر ريش فابريکشو ميدرن .   
 

توباش و طرفدارای اوباشت

نوشته شده در 12 Aug 2009ساعت 12 PM توسط کیانوش| |


Design By : Night Skin